گفتگویی با همسفران کوچک
یکشنبه 1397/06/18 ساعت 04:33 ب.ظ | نوشته شده به دست همسفر ژاله | ( نظرات )

"بنام خداوند دلهای پاک"


امیر  علی 4 ساله
آیلین 7 ساله

نگین 9 ساله

رایا 10 ساله 

سینا 12 ساله

1: تو روزهای هفته چه روزی رو خیلی دوست داری؟

امیرعلی :  جمعه رو ،بخاطر بدمینتون بازی توی پارک.

آیلین : جمعه رو بخاطر ورزش پارک.

رایا : جمعه رو چون با دوستام حسابی بازی می کنم.

سینا : جمعه رو چون همه برای تفریح به پارک میاییم.قبل از این همیشه صبح جمعه خواب بودیم و غروبا می رفتیم بیرون ،ولی حالا سحرخیز شدیم.


2 : از دید شما ،ما بزرگترا تو کنگره چکار می کنیم؟

نگین : از رو سی دیهایی که در مورد خوش رفتاری حرف میزنه می نویسید و می خونید.

رایا : سی دی می نویسید و به حرف راهنما تون گوش می کنید تا چیزایی رو که از مهندس یاد گرفته به شما آموزش بده.

سینا : تو کنگره آموزش می گیرید که رفتارتون با همه بهتر بشه.


 3: تو کنگره چه کسی رو از همه بیشتر دوست داری؟

امیرعلی : من آیلین رو خیلی دوست دارم چون با من بازی می کنه.

آیلین : من خاله صبا رو خیلی دوست دارم.

نگین : من آقای مهندس و خانم مهری رو دوست دارم.

رایا : من خاله عابده رو دوست دارم.

سینا : من دایی میلادم رو خیلی دوست دارم،چون کسی که  خانواده ما رو آورد کنگره دایی میلاد مهربونم بود.


4: جناب مهندس رو می شناسی؟

رایا : آقای مهندس کسیه که برای آدمای معتاد تلاش می کنه تا زندگی بهتری داشته باشن.

سینا : بنیانگذار کنگره 60


5 : چه حرفی با جناب مهندس داری؟

آیلین : آقای مهندس خیلی ممنونم که به مامان و بابام خیلی چیزا یاد دادی چون مامان و بابام چیز زیادی بلد نبودن.

نگین : آقای مهندس از همه زحمات شما متشکرم.

رایا : از جناب مهندس می پرسم که چطوری این راهها رو پیدا کرده.

سینا : جناب مهندس انشاءلله همیشه سلامت باشی تا بتونی  ما رو بیشتر راهنمایی کنی.



 6: دوست داری مامان و بابات بیان کنگره؟

نگین : من دوست دارم مامان بابام بیان کنگره چون چیزای زیادی یاد می گیرن و خودمم تو کنگره شادم.

رایا : دوست دارم اونا بیان کنگره چون مامانم تو کنگره خوشحاله.

سینا : آره چون مامان و خواهرم چیزایی رو که از کنگره یاد می گیرن به من و بابام هم یاد میدن.

آیلین : آره دوست دارم چون اینجوری منم میرم خونه مامان بزرگم.


7: چه چیزی تو کنگره یاد گرفتی ؟

امیرعلی : من  دوست دارم هر کاری مامانم می کنه منم همون کارو انجام بدم.

نگین : یاد گرفتم به همه مهربون باشم و دعوا نکنم.

سینا : یاد گرفتم که زندگی ما آدمها با مردن تموم نمیشه.


8 : اگه میتونستی تو کنگره خدمت کنی ، کدوم خدمت رو دوست داشتی که انجام بدی؟

آیلین : من دوست داشتم استاد باشم.چون استاد همش حرف می زنه.

نگین : من دوست داشتم مرزبان باشم .چون  اینجوری می تونستم کنگره رو مرتب کنم.

رایا : دوست داشتم راهنما باشم تا به رهجوهام آموزش بدم.

سینا : دوست داشتم نگهبان نظم باشم.چون از روی صندلی نشستن و یکجا موندن خسته میشم.


9: راهنمای مامان و بابا برات حکم چه کسی رو دارن؟

آیلین : اونا مثل مربی میمونن که به مامان و بابا آموزش میدن.

نگین : راهنمای مامان و بابام عین معلم و بزرگتر اونا میمونن.

رایا : راهنمای مامان و بابام برای من در حکم یک آدم خیلی خوب هستند.


10 : وقتی مامان و بابا سی دی می نویسن تو چکار می کنی؟

آیلین : تو سی دیها حرفای بزرگونه میزنن به خاطر همین من به اونا گوش نمیدم.

نگین : بعضی وقتها که حال دارم به سی دیها گوش می کنم.

سینا : بعضی وقتها ی چیزایی از سی دی منو جذب می کنه،اما خیالم راحته اگه سی دی رو گوش نکنم مامانم در مورد سی دی با خواهرم و بابام صحبت می کنه و من هم  اونا رو یاد می گیرم.



آپلود عکس


تهیه و تنظیم : همسفر ژاله


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر الهام شنبه 1397/06/24 11:41 ق.ظ
سلام ممنون از خانم ژاله عزیز.سپاس بابت انتخاب موضوع به این قشنگی و پر انرژی.خدا قوت
همسفر فاطمه پنجشنبه 1397/06/22 01:06 ب.ظ
با سلام خدا قوت به خانم ژاله عزیزم .انتخاب بسیار جالب و دلنشینی بود ممنونم .
همسفر نسیم چهارشنبه 1397/06/21 10:52 ق.ظ
سلام و خداقوت به ژاله عزیز...گزارش قشنگی بود از دنیای بچه هایی ک شاید فقط ما شیطنتاشونو میبینیم.درحالیکه اونا بیشتر از ما حواسشون به اطرافشون هست...
سمیرا سه شنبه 1397/06/20 01:36 ق.ظ
سلام ،خسته نباشی ژاله جان،چه کارقشنگی،واقعاانرژی گرفتم مثل همیشه عالی بودی عزیزم
سمیرا سه شنبه 1397/06/20 01:35 ق.ظ
سلام ،خسته نباشی ژاله جان،چه کارقشنگی،واقعاانرژی گرفتم مثل همیشه عالی بودی عزیزم
زهرا لژیون۴ دوشنبه 1397/06/19 06:32 ب.ظ
سلام خسته نباشیدبه همه شما عزیزان پایدار باشید
همسفرمعصومه دوشنبه 1397/06/19 10:06 ق.ظ
سلام خداقوت به ژاله عزیزم خیلی ایده جالبی بود برخلاف تصوربزرگترا بچه ها خیلی چیزها رو خوب متوجه میشن و میفهمن
همسفر زهرا دوشنبه 1397/06/19 08:50 ق.ظ
سلام وخدا قوت به ژاله عزیزم خواهر دانا ومهربونم
خیلی عالی بود اصلآ فکر نمیکردم دید بچه ها نسبت به کنگره اینجوری باسه چه چیزایی تو فکرشون هست
خیلی حالم خوب شد وانرژی گرفتم
یکشنبه 1397/06/18 09:52 ب.ظ
سلام خدا قوت به زاله عزیزم عالی بود این فرشته های زمینی چقدر زیبا انرژی دادن به من
همسفر مریم یکشنبه 1397/06/18 09:20 ب.ظ
خدا رو شکر میکنم بخاطر بستر مناسبی که کنگره برای ما خانواده ها بوجود
آورده.همسفران بظاهر کوچک اما بزرگ و دانا چشم وچراغ هستند.خدا حفظ شون کنه.
از خانم ژاله عزیز هم تشکر میکنم بخاطر حسن انتخابشون.
یکشنبه 1397/06/18 07:00 ب.ظ
چقدر این همسفرای کوچک خوبن .سپاس از زحمت کشان سایت بسیار عالی.
همسفر عابده یکشنبه 1397/06/18 05:51 ب.ظ
با سلام ای جونم که چقدر دنیای این عزیزای دلم قشنگه چقدر دلشون پاک و فکرشون زیباست خدا همشونو حفظ کنه ژاله عزیزم ممنون بابت مصاحبه قشنگی که با این فرشته های دوست داشتنی انجام دادی خدا قوت...
همسفرالهه یکشنبه 1397/06/18 05:38 ب.ظ
سلام و سپاس از زحمات خانم ژاله عزیز کار بسیار قشنگی انجام دادید ممنون .خوندن مطلب به من خیلی حس خوبی داد .
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات