دلنوشته همسفر ژاله لژیون چهاردهم
شنبه 1399/01/30 ساعت 10:20 ق.ظ | نوشته شده به دست همسفر ژاله | ( نظرات )
"به نام خالق عشق و دوستی"


برداشتی آزاد از کتاب ۶۰ درجه:

درکتاب ۶۰ درجه مطرح شده:برای عبور از یخبندان باید به گونه ای عمل شود که کمترین آسیب و سر و صدایی ایجاد نشود و همچنین قابل قبول برای سایر افراد باشد.
یخبندان این روزهای من کروناست و قرنطینه ای که در پی داشت.آسیب این روزهای من ترس است! ترس از این بیماری مخوف! ترس از مرگ! ترس از تنهایی و انزوا ! ترس از بیکاری و بی انگیزگی! 
خدایا تو خود خوب می دانی که زندگی من همیشه فراز و نشیبهای خاص خودش را داشته، ولی همیشه در فرازش دیگرانی در اطرافم بودند که همزمان با من شادی کنند و بغلم کنند و غرق تبریکم نمایند و در هر فرودش هم همان دیگران بودند که دلداریم دهند و دستگیری ایم نمایند و از بار مشکلاتم بکاهند ولی اکنون در قرنطینه خودم تنهایم...
ارتباط تلفنی و تصویری هیچوقت جای ارتباط حسی و از راه نزدیک را نمی گیرد.درست است که همیشه شنیده ایم"الّلهُ سَمیعُ اَلبَصیر"و سمیع(شنوا)قبل از بصیر(بینا) می آید و این قدرت صوت را می رساند.
ولی من انسانم،انسانی سرشار از حس و نیازمند به ارتباط از راه نزدیک با دوستان و خانواده.باید حسم را به آن ها منتقل کنم و حس آن ها را دریافت نمایم تا نیروی محرکه ای داشته باشم و سوختی برای ادامه دادن مسیرم،چرا که هروقت انرژی درونی ام کم می شد؛چهره خندان و شاد آن ها مرا سرشار از انرژی میکرد،ولی اکنون از این موهبت محرومم.
مدتی است که میترسم،کرونا مرا راکد کند و نتوانم از این فاز عبور کنم.
خداوندا دستانم یخ زده،دوستانم کجایند که بعد از دعا دستانم را بفشارند و گرمشان کنند.خداوندا کمکم کن تا با دریافت نیروی تفکر و تعقل و ایمان بتوانم با نتیجه بسیار مطلوب به خط پایان کرونا برسم.خداوندا در این دوران کرونایی به من فهماندی موقع بستن پیمان در روز الست تنها بودم،تنهایی به این دنیا آمدم و در نهایت تنها نیز از این دنیا خواهم رفت و اگر گاهی در جمع قرار می گیرم فقط برای این است که تکاملم در جمع صورت می گیرد.خداوندا در این دوران قرنطینه به من فهماندی که با تک تک یاخته های بدنم مبارزه از درون و برون را آغاز کنم،باید افکارم را سم زدایی کنم،باید درون به هم ریخته ام را سر و سامان دهم،به من فهماندی که این دوران بهترین زمان برای خود اندیشی است تا به خود سازی برسم.ولی با تمام این تفاسیر باید خیلی بیشتر از قبل حواسم به برونم باشد،برونی که این روزها درون همسر و فرزندانم به آن بستگی دارد.
نکند کرونا را شکست دهیم و تبدیل شویم به یکسری افراد افسرده،چرا که من آموزش دیده ام برای طی کردن این روزهای سخت.
شاید کرونا سنگ محکی باشد برای من.کرونا با تمام بدی هایش،مفهوم دو نفر در مقابل خیلی ها را به من خوب آموخت.به من فهماند که من و من در مقابل این بیماری با تمام مشکلاتش کم نخواهیم آورد.
من به تک تک سلول هایم آموخته ام که باید مقاوم بود و به آن ها یادآوری کرده ام که قبلاً نیز به گیاهان در حال رشد،کمترین خوراک که آب است را داده ام و آن ها پابر جا مانده اند.به آن ها یاد آوری کرده ام که این روزها گذراست.
هر صبح که روزی دیگر را آغاز می کنم با خودم گپی دوستانه دارم،که تو تنومندی و پایدار،مثل یک کتاب تازه ای و مثل یک قهرمان زنده،پس محکم و استوار باش.
آری اگر باید آن درخت سر به آسمان بساید؛لازم است سالم بشود و رشد سالم بنماید و در ادامه و صعود،بتواند چندین برابر آنچه دریافت می دارد،باز پس بدهد.
من آموختم که اگر در این دوران قرنطینه دریافتی ام از کائنات کم است،ولی باید آن قدر آن را در درونم تکرار کنم تا آن را با انعکاساتش که چندین برابر شده تقدیم به خانواده ام بنمایم تا هم خود و هم آن ها سالم باشیم و سالم بمانیم.
آمدن این بیماری مرا به این قوه تشخیص رساند که اگر سلامتی دوستان و خانواده ام برایم مهم است،تنهایی و در خانه ماندن را با تمام سختی هایش بپذیرم و تحت تاثیر القاء نیروهای منفی قرار نگیرم و اجازه ندهم که افکار منفی در حاکمیت عقلم دخالت کند.
به یادم آمد،وقتی نگهبان در داستان"فرق نگاه"به استاد خودشان رعد،گفتند "جهان را با تمام مشکلاتش بسیار زیبا می بینم ولی خود را گاهی تنها و دلتنگ احساس می کنم،استادشان در پاسخ گفتند؛من خود نیز تا مدت مدیدی تنها بودم و در تنهایی آنچه آموختم برابر تمام دوران حیات در زمین بود"
آری باید از این دوران به بهترین نحو ممکن استفاده کنم،چرا که شاید هیچوقت چنین فرصتی در اختیارم قرار نگیرد.روزهایی را  که دربه در به دنبال گوشه ای دنج و لحظه ای تنهایی بودم فراموش نکرده ام و شاید این دوران همانی باشد که در پی اش بوده ام. بایدبیشتر به خودم وتاریکیهای درونم بیندیشم و در جهت اصلاحشان تلاش کنم.آری این دوران برای من می تواند حکم زمینی باشد که دانه ای در آن کاشته شده و فعلا در این زمین پنهان است.ولی این پنهان بودن دلیل بر نبودن دانه نیست چرا که دانه در زمین مراحل اولیه و مهم رشد و نمو خودش را دارد طی می کند.و ناگاه میبینیم که جوانه ها از زمین بیرون آمدند همان جوانه هایی که مدتها بود ما نمی دیدیمشان.من و ما نیز در این دوران باید مثل همان دانه ها مراحل رشد و بالندگی خود را در این دوران قرنطینه و تنهایی طی کنیم شاید که بعد از این دوران و رهایی از این اسارت اجباری سازندگی خودمان را با چشم ببینیم.
در پایان آرزوی سلامتی و توفیق برای تمامی مسافران و همسفران عزیز دارم و امیدوارم که با یک جهش فوق العاده خوب،وارد مرحله بعدی زندگی که سرشار از آرامش است شویم.
چونان نماند و چنین نیز نخواهد ماند...

با احترام؛همسفر ژاله
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر سمیرا جمعه 1399/02/12 12:39 ب.ظ
با عرض سلام و خداقوت به خانم ژاله عزیزم راهنمای مهربونم،صحبتات زیبا و با مفهوم بود.عزیزم واقعا صحبتات حرف دل من بود.امیدوارم هر چه زودتر از شر این ویروس خلاص شویم و این حس دلتنگی زودتر برطرف بشه ممنونم
جمعه 1399/02/12 12:22 ب.ظ
باعرض سلام وخداقوت به خانم ژاله عزیزم راهنمای مهربونم ،صحبتات زیباوبامفهوم بودعزیزم واقعاصحبتات حرف دل من بود امیدوارم هرچه زودتردازشراین ویروس خلاص شویم واین حس دلتنگی زودتربرطرف بشه ممنونم
همسفر عابده پنجشنبه 1399/02/11 05:55 ب.ظ
ژاله عزیزم خیلی لذت بردم،خیلی درسها برای من داشت،این که در سخت ترین شرایط هم بتونیم به بهترین نحو زندگی کنیم،قدر کنار هم بودنها رو بدونیم،و مهم تر از همه این که ان مع العسر یسرا...
به امید دیدار هرچه نزدیکتر...
رحمن دوشنبه 1399/02/1 03:49 ب.ظ
سلام خداقوت و تشکر از اینکه وقت گذاشتید و دلنوسته را تایپ نمودید و تشکر از همسفران زحمت کش در سایت گروه همسعران
همسفرآمنه لژیون یکم دوشنبه 1399/02/1 11:24 ق.ظ
سلام ژاله عزیزعالی بود
رحمن دوشنبه 1399/02/1 06:13 ق.ظ
سلام تشکر از زحماتی که بابت تایپ کشیده شده است خداقوت
همسفر سمیه حسینی یکشنبه 1399/01/31 08:28 ب.ظ
با سلام خدمت همه عزیزان خسته نباشید و خداقوت بهتون میگم.ژاله جان دوست مهربونم واقعا واقعا عالی بود.آنقدر دلم میخواد بغلت کنم ساعت ها حس آرامش ازت بگیرم.خیلی زیبا بود حرف دل همه ی ما رو گفتی.
همسفر سارا یکشنبه 1399/01/31 12:08 ق.ظ
سلام و خدا قوت به عزیزان سایت لذت بردم ژاله عزیزم ممنون گلم
همسفر زهرا لژیون چهاردهم شنبه 1399/01/30 01:18 ب.ظ
با عرض سلام و خدا قوت به همه همسفران و خصوصا عزیزانی که در سایت خدمت میکنند
خانم ژاله عزیز راهنمای خوبم دلنوشته بسیار زیبا و دلنشینی بود .حرف دل همه ما اینروزها همینه که شما با قلم زیباتون بیان کردید خدا قوت
امیدوارم بعد از این روزهای تنهایی همه کوله بار درخشانی داشته باشیم
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات