داستان های مجازی خواندنی و شنیدنی ...
چهارشنبه 1398/10/11 ساعت 05:31 ب.ظ | نوشته شده به دست همسفر نسیم | ( نظرات )
★ بنام خداوندیکه ما را یاری می کند تا هیچکس بر ما غالب نشود . و اگر ما را خوار کند ، پس چه کسی است که بعد از آن بتواند ما را یاری کند . بنابراین مٶمنان فقط باید بر خدا توکل کنند . ★


✰ به سمع و نظر خوانندگان محترم سایت همسفران شعبه پروین اعتصامی می رساند که از این به بعد برنامه ای با عنوان کتابخوانی مجازی در این سایت شروع به فعالیت می کند . داستانی که این بار برای شما عزیزان در نظر گرفته ایم ، داستانیست با عنوان ٭ وقتی خدا به تو چشمک می زند ٭ که به بخشهای مختلف تقسیم شده است و دو بار در هفته به صورت ادامه دار تا پایان داستان در این سایت قرار داده می شود . موضوع این داستان خودشناسی می باشد . باشد که توجه شما عزیزان را جلب نماید و در کنار آموزشهای کنگره ، گره گشای کار و افکارتان شود .✰

✩✩✩ اپیزود اول :


✧ یادتان باشد چشمک خداوند فقط و فقط برای خود شماست . ✧
.
.
مثل همیشه روزی مانند روزهای پیش را پشت سر گذاشته اید . همه چیز به نظرتان مبهم و نامعلوم می رسد . با خود فکر می کنید که چه می شد اگر یک روز صبح از خواب بیدار می شدم و از همه چیز زندگیم خیالم راحت بود . آیا اگر چنین می شد عالی نمی شد ؟ به همه چیز مطمئن بودم . به عشقم ، به شغلم ، به آینده ام و ...  . با خود فکر می کنید در مورد این مسئله با چه کسی می توانید صحبت کنید ؟ و مهمتر از آن ، اینکه چه کسی به حرف شما گوش خواهد داد . با حالتی نامطمئن و بی اراده چشمان شما به سوی آسمان برمی گردد . با خود نجوا می کنی آهای خدا ... آیا اونجایی ؟ آیا تو به حرف من گوش می دهی . در همین حال مغز شما فوراً مشغول بررسی و ارزیابی خواسته هایتان می شود . و دلتان می خواهد که خدا همین الان به حرفهایتان گوش دهد . چه مسخره ، ۶ بیلیون انسان روی کره خاکی زندگی می کنند . اگر قرار باشد که همه ی آنها همزمان با شما خدا را صدا کنند بنظرتان چه اتفاقی خواهد افتاد ؟ و این فکر است که سبب می شود که در خودتان فرو روید و هرچه عمیقتر در اوهام و خیالاتتان غوطه ور شوید . اما در همین وقت اتفاقی می افتد . که یک اتفاق به ظاهر ساده و کوچکِ بی اهمیت است که نظر شما را عوض می کند . ناگهان در این حین زنگ تلفن به صدا در می آید و برای اولین بار صدای کسی را از فرسخها دور می شنوید که در همین لحظه در حال فکر کردن به او بوده اید و با خود تصور می کردید که اگر می توانستید با او صحبت کنید بسیار آرام می شدید . و لااقل او کسی بود که به حرفهای شما گوش می داد . این امر به ظاهر بی اهمیت سبب می شود که در اعماق وجود خود فرو روید و با خود می اندیشید که آیا این همان پاسخ خداوند به ندای درون شما نبود ؟ و یا مثلاً آرزویی کرده اید و از خداوند چیزی را درخواست نموده اید که ناگهان متوجه می شوید دعای شما مستجاب شده است . فوراً قسمت چپ مغزتان شروع به فعالیت می کند و این ندا را به شما می رساند که همیشه یک توضیح منطقی برای همه چیز وجود دارد . اما شما با خودتان می گویید شاید این تنها یک شانس و یا یک اتفاق بوده است که همزمان با آنچه که در درون شما گذشته است ، به وقوع پیوسته است . گاهی هم با خود می گویید شاید هم اینطور نباشد و واقعاً خداوند با این نشانه ها دارد با شما ارتباط برقرار می کند . بله ، مستقیم با خود شما . چرا که نه ؟ ولی به علامت نفیِ این موضوع ، سرتان را به طرف بالا تکان می دهید و با خود می گویید ، ممکن نیست که چنین باشد . از طرفی همه چیز به شما نهیب می زند که چه بسا به طریق غیر کلامی ، خداوند اینگونه با شما ارتباط برقرار می کند . و این خود یک معجزه کوچک است که درست در جلوی چشمان شما اتفاق می افتد . با اینهمه خداوند با یک روش با همه مردم حرف نمی زند . با خود می گویید : او خداست . او کاری را انجام می دهد که هیچکس توانایی انجام آن را ندارد . و فقط او برای اینکه به شما نشان دهد که خداست و توانایی انجام هر کاری را دارد ، به این طریق به ندای درونی شما پاسخ می دهد . بنابراین می توان این اتفاقات را به این معنی در نظر گرفت که او به سخنان و افکار شما توجه کرده است . بله او صدای شما را شنیده است و به ندای شما پاسخ داده است . و از طریق همین همزمانی اتفاقاتِ به ظاهر کوچک و عجیب و یا مستجاب کردن دعایتان ، او در حال فرستادن یک پیام مستقیم و کاملاً شخصی برای شماست . شمایی که یکی از آن بیلیونها انسانی هستید که دارید او را صدا می کنید . و اگر به این باور برسید ، چه اتفاقی در درون شما خواهد افتاد ؟ آیا شما دست از نگرانی های بی موردتان بر میدارید ؟ آیا ایمانتان را حفظ می کنید ؟ آیا به این باور میرسید که همه چیز در حال روبراه شدن خواهد بود ؟ بله ، خواننده عزیز ، این همان ماهیت وجودی این کتاب است تا شما را به رسیدن به خواسته های درونیتان امیدوار کند . این کتاب درباره خود شماست . و بدانید که هروقت شما چیزهایی را که به طور همزمان با آن روبرو میشوید و یا دعای شما مستجاب می شود ، یک پیغام مستقیم و کاملاً شخصی است که از طرف خداوند برای اطمینان بخشیدن به شما از اینکه خداوند توجه کامل به شما دارد ، می باشد . و این چیز است که من آن را ٭ وقتیکه خداوند چشمک می زند ٭ می نامم . این درست شبیه به زمانی که شما بچه بوده اید و در حالیکه پشت میز نهارخوری نشسته اید و به اطراف نگاه می کرده اید ، متوجه شده اید که یکی از کسانی که شما را دوست دارد در حال نگاه کردن به شماست . مثلاً پدرتان ، مادرتان و یا پدربزگتان ، که با نثار کردن یک چشمک دلگرم کننده به شما می فهماند که حواسشان به شماست و شما را به علامت تأیید نظاره می کنند . شما از همین ارتباط کوچک بدون اینکه کلمه ای را رد و بدل کرده باشید ، مفهوم آن چشمک را دریافته اید . مثلاً پیش خود به این فکر می کنید که او با این چشمک دلگرم کننده می خواسته به شما بگوید : ٭ که به تو افتخار می کنم و مطمئن باش که همه چیز روبراه است . ٭ خداوند شما را از میان تمام انسانهای روی زمین انتخاب کرده است تا بیان کند که مخلوق با ارزش او هستید .  این دقیقاً مفهوم همان ٭ وقتی خدا چشمک می زند ٭ است . بنابراین تقارن زمانیِ بعضی از اتفاقات و یا دعای مستجاب شده ، چیزیست که شیوه ی خداوند برای برقرار کردن ارتباط خاموش و ظریف است . یک چشمک کوچک است که شامل این پیام است : ( فرزندم دقیقاً در همین لحظه ، من هم درباره ی تو فکر می کنم و به تو توجه دارم . ) این یک پیام واضح و روشن و اطمینان بخش است . اصلاً این مهم نیست که در حال حاضر شما در زندگیتان چقدر مشکل دارید ؟ این مهم است که خداوند به شما کمک خواهد کرد تا زندگیتان به سوی آرامش و اطمینان دوباره برسید . این نشانه ی آن است که شما هرگز تنها نیستید . در اصل شما همیشه در تعیین موقعیت مکانی خداوند قرار دارید . که من مایلم آن را نظام قراردادی خداوند بنامم . در این کتاب هدف من این است که نشان بدهم هر چشمکی که خداوند به شما می زند ، یک تجربه شخصی و خصوصی است که مخصوص و متعلق به خود شماست . و در این کتاب داستان های جذابی را برای شما جمع آوری کرده ام تا شما را متقاعد کنم دیگر به این مسئله فکر نکنید که جایگاه شما بین ۶ بیلیون جمعیت جهان برای خداوند کجاست و آیا اساساً جایگاهی را در بین این جمعیت عظیم در نظر خداوند دارید یا نه ؟ هدف از داستانهای بیان شده در این کتاب این است که شما را متقاعد خواهد کرد که به محض اینکه چشمکی از طرف خدا دریافت می کنید ، فوری آن را حس خواهید کرد و آن را تشخیص خواهید داد و شما را مطمئن خواهد کرد که شما درست در مکانی هستید که باید باشید ، یعنی در بالاترین نقطه .

٭ این داستان ادامه دارد .......



.
.
.
تایپیست و تنظیم کننده : همسفر ، نسیم فراهانی ...

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر زهرا لژیون نهم پنجشنبه 1398/10/12 03:50 ب.ظ
خانم نسیم ممنون از مطلب زیباتون
عالی بود و آموزنده
همسفر زهرا لژیون ششم پنجشنبه 1398/10/12 03:49 ب.ظ
خداقوت نسیم عزیز ممنون خیلی عالیه
همسفرمهسالژیون چهارم پنجشنبه 1398/10/12 03:07 ب.ظ
سلام وخداقوت به خانم نسیم عزیزم عالی بود
پنجشنبه 1398/10/12 12:25 ق.ظ
همسفرفاطمه لژیون یکم
سلام وخداقوت خدمت خانم نسیم عزیز بسیار عالی بود
سالم و سربلند باشید
همسفر لیلا رفیعی چهارشنبه 1398/10/11 05:18 ب.ظ
باسلام وتشکر ازخانم نسیم عزیزم ،بسیار عالی ودلنشین وآموزنده بود مطلبتون....موفق وسربلند باشید.
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات